السيد محمد حسين الطهراني

49

معاد شناسى (فارسى)

خدا باز داريد » ! صراط به سوى خدا ، راهى باطنى از نفس انسان به سوى خداست چون اين دو مقدّمه روشن شد ، حال ميگوئيم كه : صراط الله ، راه بسوى خداست ؛ و چون خدا محلّ و مكان خارجى ندارد ؛ پس مقصود راهى است كه از نفس براى معرفت ذات اقدس او جلّ جلاله مىباشد . زيرا انسان از اوّل عمر تا آخرين لحظه حيات ، حالات مختلف روحى دارد ؛ و حركات نفسانيّه و ملكات اخلاقيّه اى دارد كه از تكرار اعمال و حالات در او بوجود آمده است ؛ و دائماً از صورتى به صورت ديگر ، و از حالى به حال ديگر ، و از عقيده اى به عقيده اى ديگر ، و از كمالى به كمال ديگر منتقل مىشود ؛ تا آنكه از مقرّبين گشته و از سابقين قرار گيرد ؛ و اگر عنايت خدا دست او را بگيرد از كُمّلين گردد ؛ و اگر از متوسّطين باشد از اصحاب يمين شود ؛ و اگر شيطان و نفس امّاره راهبر او باشد از اشقياء و اصحاب شمال شود ؛ در هر فرد از افراد بشر از درون و باطنِ نفس او راهى است بسوى خدا ؛ و تمام اعمالى را كه در ظاهر انجام ميدهد طبق نقشه باطن اوست ؛ آن راه باطنى صراط است ؛ و چون هر كس به نوبه خود صفات خاصّى دارد و ملكات و غرائز ، و بالاخره عقائد مخصوص و شاكله و منهاج اختصاص به خود را دارد ؛ بنابراين هر فرد از افراد بشر داراى راه خاصّى بسوى خداست ؛ و از اينجا به خوبى معناى اين كلام معروف روشن مىشود كه : الطُّرُقُ إلَى اللهِ بِعَدَدِ أنْفَاسِ الْخَلائِقِ . و اين راهها با كثرت و تعدّد آنها در صورتى مستقيم است كه